محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

136

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

سپس به اشبيليه تا به پادشاه قشتاله خوان دوم پناه برد . خوان آنان را بپذيرفت و آفرين گفت . يوسف بن سراج و پادشاه قشتاله متفق شدند كه سلطان الايسر را به تخت فرمانروايىاش بازگردانند . پس الايسر را از تونس فراخواند ، او نيز بيامد . سلطان ابو فارس او را به گروهى از سواران خويش يارى داد و براى پادشاه قشتاله هداياى گران فرستاد . الايسر با جماعت خود در ثغر المريه فرود آمد . در آنجا مردم به گرمى و مهربانى استقبالش كردند و او را پادشاه خواندند . خبر به الزغير رسيد . شمارى از قواى خود را براى دستگيرى او فرستاد ولى بيشتر آنان به الايسر پيوستند . الايسر سپس به وادى اش رفت زيرا بسيارى از يارانش در آنجا گرد آمده بودند . پس با نيروى عظيمى به غرناطه راند . محمد الزغير ديد كه يارانش پراكنده شده‌اند و همچنان از اطراف او مىگريزند . ولى با گروه اندكى همچنان در قلعهء الحمراء پايدارى مىكرد و از پادشاهى خود دفاع مىنمود . الايسر به غرناطه داخل شد . مردم به پيشباز آمدند و او را پادشاه خواندند . الايسر الحمراء را محاصره كرد . ياران الزغير مواضع خود تسليم او نمودند . سپس الزغير گرفتار آمد و سرش را بريدند . آنگاه زن و فرزندش را اسير كردند . بدين‌سان كار الزغير پس از دو سال و چند ماه فرمانروائى پايان گرفت . اين واقعه در سال 1430 م اتفاق افتاد . « 30 » سلطان الايسر امور ملك را انتظام داد و يوسف بن سراج را به وزارت بازگردانيد و نزد پادشاه قشتاله خوان دوم كس فرستاد تا عهد دوستى تازه گرداند . شرط تجديد روابط دوستانه آن بود كه الايسر هرچه دربار قشتاله در راه بازگرداندن تخت پادشاهىاش هزينه كرده است بازپس دهد . و علاوه بر آن جزيه‌اى سالانه نيز بپردازد تا نشان فرمانبردارى او باشد . الايسر اين شروط به جاى نياورد و پادشاه قشتاله را به جنگ تهديد كرد . چون جنگهاى داخلى در قشتاله فروكش كرد ،

--> ( 30 ) . . 231 121 . P . III . V dibi artnaclA etneufaL . 581 481 . P . III . V : dibi , ednoC